تبليغاتX
Tاينجاتهران استT

ميدان مشق سابق يا باغ ملي فعلي همچون ميدان توپخانه از ميادين تاريخي تهران با تاريخچه‌اي مملو از مسائل سياسي، اجتماعي، نظامي، فرهنگي و هنري به‌شمار مي‌آيد. اين ميدان كه محل سربازخانه مركزي در آن واقع بوده و نظاميان در آن مشق نظام مي‌كردند، از شمال خيابان سرهنگ سخايي (خيابان سوم اسفند سابق)، از جنوب خيابان امام خميني (ره) (خيابان باغ‌شاه، سپه و مريض‌خانه سابق)، را شامل مي‌شده و محوطه بناهاي قديمي كنوني اداره پست (موزه پست و مخابرات)، سردر باغ ملي، ساختمان شماره 3 وزارت امور خارجه (شركت نفت ايران و انگليس سابق)، موزه 13 آبان، موزه ايران باستان، كتابخانه ملي، كاخ شهرباني (ستاد مركزي نيروي انتظامي فعلي)، كاخ وزارت امور خارجه، عمارت ثبت اسناد و املاك، مركز قزاق‌خانه (سازمان تأمين خدمات درماني نيروهاي مسلح فعلي)، ساختمان شماره 7 وزارت امور خارجه (باشگاه افسران سابق)، بناي وزارت جنگ سابق (بيمه بازنشستگي نيروهاي مسلح فعلي)، ساختمان هنرستان دختران يا مدرسه‌ي كودكان بي‌سرپرست را در بر مي‌گرفته و بنا به نوشته سفرنامه‌ي جكسون، اين محوطه كه از بزرگترين ميدان‌هاي نظامي بوده در حدود 400 متر طول و 400 متر عرض داشته است. مساحت ميدان مشق چهل اكر (هر اكر برابر 4047 مترمربع) يعني 161880 مترمربع ارزيابي شده است كه حدوداً برابر 16 هكتار مي‌باشد.

 

به‌غير از بناي قزاق‌خانه سابق كه قديمي‌ترين بناي منطقه (1280 ه.ق) مي‌باشد از ميدان مشق سابق ، امروزه اثري نمانده و فقط سردر زيبايي از آن دوران براي نسل جديد به ميراث و يادگار نهاده شده است كه تحت عنوان «سردر باغ ملي» به‌صورت مرمت شده در سال‌هاي اخير معرف حضور اهالي شريف تهران مي‌باشد. اين ميدان و بناهاي موجود در آن فراز و نشيب‌هاي زيادي به‌مانند اكثر بناهاي تاريخي به خود ديده تا نظاره‌گر خاموش وقايع بي‌شماري از زمان احداث آن در عهد فتحعلي‌شاه قاجار تا دوران توسعه ناصري و تجديد و تغيير پهلوي اول باشد.
ميدان مشق محلي براي تمرين و مشق‌هاي نظامي قشون دولتي توسط افسران روسي و اروپايي با شيوه‌هاي غربي بوده و روزانه از ساعت 8 تا 10 صبح در آن سان، رژه و مانور مستمراً تكرار و اجرا مي‌شده. گاهي در روزهاي معين سران نظامي و زماني هم نايب‌السلطنه كامران ميرزا براي تماشاي تمرين‌ها و حتي سان و رژه رفتن آنها به اين ميدان مي‌آمدند و از بدو ورود تا لحظه عزيمت تيري هم به رسم احترام شليك مي‌شد.
اين رويه تا دوره پهلوي اول ادامه داشته است. در اين زمان با احداث بناهاي دولتي محوطه ميدان كوچكتر شده و دروازه‌هاي جديد با سردري زيبا براي آن ساخته مي‌شود و نقاره‌خانه شهر از ايوان ارگ به اين سردر منتقل مي‌گردد. بعد از مدتي اين رسم منسوخ شد و به همين خاطر سردر باغ ملي به‌عنوان آخرين نقاره‌خانه تهران معرفي مي‌شود.
«به گفته دكتر فووريه (1306- 1309 ه.ق) طبيب مخصوص ناصرالدين شاه در آنجا (نقاره‌خانه) صبح و عصر يك عده مطرب و رقاص با البسه خاص طلوع و غروب را به شادي تمام اهالي شهر اعلام مي‌كردند.»
در دوره پهلوي اول تا مدتي به رسم عملكرد قديم تمرين‌هاي نظامي در ميدان مشق انجام مي‌شد، ولي بعدها فضاي باز آن با احداث بناهاي دولتي اشغال گرديد و مدتي نيز به باغي تبديل گرديد كه به باغ ملي و دروازه آن به سردر باغ ملي معروف گرديد. اين باغ در سال 1307 ه.ش احداث و در سال 1312 با احداث ابنيه وزارت امور خارجه و موزه ايران باستان برچيده شد و فقط نام آن بر منطقه باقي مانده كه تا به امروز همچنان به نام آن باغ ناميده مي‌شود. در اين ميدان خاكي كودكان بازي الك دولك و چلتوب (به‌جاي الك از توپ نخي استفاده مي‌شده) مي‌كردند و در سال‌هاي بعد تمرين دوچرخه و موتور سيكلت و مانند آن رواج يافت. در اين ميدان بود كه دو پسر بچه انگليسي نمايش دوچرخه سواري مي‌دادند تا آن را باب و جوانها را تشويق به خريد و بازاريابي كنند. همچنين جايي بود براي پرواز بالن‌ها و نشان دادن آن به مردم شهر، و باز در اين ميدان بود كه اولين هواپيما به زمين نشست. در زمان جنگ بين‌الملل اول، هواپيمايي از نوع بلريو و به خلباني كوزمينسكي لهستاني (تبعه روسيه) به سال 1332 ه.ق در ميدان مشق فرود آمد و آن را به‌عنوان اولين فرودگاه ايران و اولين فرود به ثبت رسانيد. مردم در تهران جهت ديدن هواپيما در ميدان مشق سه روز در آمد و شد بودند.
به‌غير از عملكردهاي نظامي مانند مشق و مانور قشون دولتي و كارهاي ورزشي، اجتماعي، سنتي و تبليغي مانند نمايش دوچرخه سواري، هوا كردن بالن، پرواز طياره، تعليم و بازي موتورسيكلت و در اواخر مسابقات اسب دواني، خر دواني، دويدن، فوتبال و امثال آن خاصيت ديگري هم داشت و آن اينكه در زمستان‌ها و برف‌ريزان‌هاي چله به‌صورت كاغذ مشق يكي از خطاطان شيرين قلم آن روزگار به‌نام حفظ‌كمالله كه شيخ شوريده‌اي بود در مي‌آمد به اين صورت كه چون برف سطح ميدان را مي‌پوشانيد و رفت و آمد در آن متروك مي‌گرديد او كه ظاهراً داراي اختلال و باطناً از هنرمندان و هوشمندان بود، پارويي به‌دست مي‌گرفت و بر روي برفها تمرين خط درشت مي‌كرد و با اين عمل خود نام ميدان مشق را به نوعي تأييد و تثبيت مي‌نمود.
از وقايع مهم اين ميدان مي‌توان اعدام ميرزا رضا عقدايي فرزند ملاحسين معروف به ميرزا رضا كرماني قاتل ناصرالدين شاه در روز پنجشنبه دوم ربيع‌الاول سال 1314 در مركز ميدان مشق را نام برد.
در مورد تاريخچه ميدان مشق بايد گفت اين ميدان در زمان فتحعلي‌شاه قاجار (1312- 1250 ه.ق) بنياد نهاده شد و در دوره ناصرالدين‌شاه (1264- 1313 ه.ق) تجديد و توسعه يافت، به اهتمام محمدحسن‌خان سپه‌سالار در سال 1278 ه.ق ميدان مشق به‌صورت ميداني مربع شكل در آمد و ديوارهايي مشتمل بر طاق نماهاي آجري گرداگرد آن ايجاد گرديد و دروازه‌هاي زيبا با يك درب دو لنگه و دو طاق‌نماي مسدود مجاور (دو طرف درب) آن به‌صورت پخي در ضلع جنوب شرقي قزاق‌خانه يعني در شرق دروازه و سردر كنوني ايجاد گرديد كه گاهي ناصرالدين‌شاه از بالاي آن به تماشاي مشق نظاميان مشغول مي‌شد. از لحاظ مكاني سردر زمان ناصري با توجه به شواهد و قراين و بررسي طرحها و نقشه‌هاي تهران قديم در محدودهاي بين كوچه پست و بانك سپه در خيابان امام خميني (ره) قرار داشته است. در سال‌هاي بعد احتمالا 1280 ه.ق بنايي به شيوه معماري روسي در شمال غربي سردر ناصري احداث گرديد كه مركز قزاق‌خانه دولتي بود و توسط مستشاران نظامي اروپايي و روسي اداره مي‌شد. اين عمارت در حال حاضر قديمي‌ترين و در عين حال بزرگترين بناي موجود در ميدان مشق به‌شمار مي‌آيد.
در اواخر دوره قاجاريه متأسفانه به اين ميدان كمتر توجه مي‌شد، به‌طوري كه به يك ميدان بلااستفاده مبدل گشته بود. حتي در نظافت و پاكيزگي آن هم كوششي نمي‌شد تا اينكه در نخستين سال‌هاي حكومت پهلوي اول بناي يادبودي به مناسب فتح تهران در كودتاي سوم اسفند 1299 ه.ش به شكل سردر با سه دهنه دروازه در جنوب قزاق‌خانه احداث مي‌گردد. سردر باغ ملي بعد از تخريب سردر ناصري در غرب آن در سال 1301 ه.ش/ 1341 ه.ق ساخته مي‌شود.
در ساختمان آن از كاشي‌كاري و ساير مصالح سردر قديمي استفاده مي‌شود و سردر بزرگ الماسيه را كه در قورخانه ساخته شده بود، براي آن درنظر مي‌گيرند و همچنين نيم تنه فلزي پهلوي اول را كه به دستور سردار اعتماد رئيس كل قورخانه در آنجا ريخته شده بود بر بالاي سردر، در محيطي بيضي شكل قرار مي‌دهند. در سال‌هاي بعد (1307 تا 1312 ه.ش) قسمت غربي ميدان به باغ عمومي تبديل مي‌شود. اين باغ بعد از 5 سال جاي خود را به ابنيه دولتي مي‌دهد، اما نام آن براي هميشه بر منطقه و سردر باقي مي‌ماند. بدين ترتيب بعد از سردر باغ ملي، ساختمان شماره 4 وزارت امور خارجه، اداره پست، كاخ شهرباني، موزه ايران باستان، كاخ وزارت امور خارجه، ساختمان شماره 7 وزارت امور خارجه (باشگاه افسران)، مدرسه كودكان بي‌سرپرست، كتابخانه ملي، عمارت ثبت اسناد و املاك، بناي وزارت جنگ سابق و … به مرور بين سال‌هاي 1301 تا 1317 هجري شمسي ساخته مي‌شوند. لازم به ذكر است اين منطقه تاريخي بهترين مجتمع معماري جهت بررسي و بازديد ابنيه سبك معماري رضاشاهي مي‌باشد.
بعد از انقلاب به‌غير از ساختمان شماره 8 شرقي و غربي وزارت امور خارجه واقع در جنوب عمارت باشگاه افسران سابق، بناي كتابخانه و موزه ملك كه در سال 1376 در جنوب كاخ وزارت امور خارجه ساخته مي‌شود، در سال‌هاي اخير ساختمان اداره مركزي بانك مسكن در شمال عمارت ثبت و پاركينگ وزارت امور خارجه در بر شمالي خيابان سرهنگ سخايي و شرق كوچه هنرستان دختران احداث مي‌گردد.
در حال حاضر اكثر بناهاي قديمي در حال بازسازي و مرمت مي‌باشند، از جمله: اداره پست، كاخ شهرباني، سردر باغ ملي، اداره ثبت اسناد و املاك، عمارت قزاق‌خانه و ...

نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388  توسط "ميتراسليماني"  | 


Blog Skin