تبليغاتX
نشونی به (اون )نشونی رو موج مهربونی

سلام ایده های شما را برای سایت جدید رادیو جوان نیازمندیم...

بیا و ایده ات رو به صورت یک کامنت در وبلاگ

 http://tapeshejavani.blogfa.com

 بذار...

لطفاً انعكاس داده شود...


اینم انعکاس آقای هنر بخش

سلام سلام

گفتم نصفه شبی بی کار نشینم حوصله ام که سررفته یه آپی کرده

باشیم اوقات به بطالت نگذره!

نمی دونم خبرنگارهای واحد مرکزی رادیو جوان کوجان؟رادیو جوان آنلاین

 رو می گم!نگرانی خونم کم کم داره می ره بالا!

نسبت به اتفاقات اخیر رادیو جوان هم بنده عرض کنم که زکریا رازی

دیدین...من ازنوع ناراضیم!!!

واسه تحول هم که شده کمی تغییر کردیم...کمی هم قاطی کردیم...

توجه داشته باشین که موضوعات جدیدی به وب اضافه شد:

امام زمان(عج)

دکتر علی شریعتی-استاد مرتضی مطهری

تفسیر سوره ی انسان(کار مشترک من وشهرزاد رحیم نژاد)

ایران ای مرز پرگهر

وکمی هم با خودم

زین پس در مورد رادیو تهران هم می نویسیم

هم اکنون خبر رسید آقای قطبی مربیگریه تیم پرسپولیس رو قبول کرد

هستیم در خدمتتون

از همه ی دوستانی که لطف کردن ودرمورد پست پیش نظرهای

قشنگی دادن ممنونم

اینم تقدیم شما!

Three Rooms in Hell
A man dies and goes to Hell. The Devil meets him at the gates and says  "There are three rooms here. You can choose which one you want to spend eternity in ". The Devil takes him to the first room where there are people hanging from the walls by their wrists and obviously in agony.
 The Devil takes him to the second room where the people are being whipped with metal chains. The Devil then opens the third door, and the man looks inside and sees many people sitting around, up to their waists in garbage, drinking cups of tea. The man decides instantly which room he is going to spend eternity in and chooses the last room. He goes into the third room, picks up his cup of tea and the Devil walks back in saying  "Ok, guys, tea break’s over, back on your heads! "

سه اتاق در جهنم
مردي مرد و به جهنم رفت. ديو جهنم او در محل ورود ديد و گفت: اينجا سه اتاق وجود دارد. شما مي‌توانيد هر كدام را كه مي‌خواهيد انتخاب كنيد و تا ابد در آن زندگي كنيد. ديو او را به اتاق اول برد جايي كه مردم در آن جا از مچ دست آويزان بودند و آشكار در عذاب بودند.
ديو او را به اتاق دوم برد جايي كه مردم در حال كتك خورد با زنجيرهاي آهني بودند. ديو در سوم را باز كرد، و مرد به داخل نگاه كرد و ديد مردم زيادي دور هم نشسته‌اند و از كمر به بالا در زباله ، در حال خوردن چاي، مرد بي درنگ تصميم گرفت كه در كدام اتاق مي خواهد مادام العمر بماند و آخرين اتاق را انتخاب كرد. او به داخل اتاق سوم رفت، فنجان چايش را برداشت و ديو برگشت و گفت: خوب پسرا، وقت استراحت تموم، سراتونو برگردونيد تو آشغالا.


حرف آخر:

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چونیک بدیدم به حقیقت به ازآنی


حلول ماه مبارک رجب ومیلاد مسعود امام محمد باقر روتبریک می گم

پیشاپیش طاعات وعبادات شما مقبول درگاه حق


لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:10 توسط ::جوونی(میتراسلیمانی)::